۷ استراتژی مارکتینگ وب‌سایت برای سال ۲۰۲۶؛ از کشف با هوش مصنوعی تا رشد با ویدیو
دیجیتال مارکتینگ جهان ترجمه‌شده هوش مصنوعی در مارکتینگ

۷ استراتژی مارکتینگ وب‌سایت برای سال ۲۰۲۶؛ از کشف با هوش مصنوعی تا رشد با ویدیو

۲۱ شهریور ۱۴۰۵ ⏱ ۱۳ دقیقه مطالعه 👁 ۱ بازدید ✍️ تحریریه رشدینو
✈️ اشتراک در تلگرام 💬 واتساپ 𝕏 توییتر
خلاصه خبر پاسخ سریع در یک نگاه

بازاریابی وب‌سایت در ۲۰۲۶ دیگر فقط جذب بازدیدکننده نیست؛ مسیر تصمیم‌گیری مشتری قبلاً از ابزارهای هوش مصنوعی، ردیت و شبکه‌های اجتماعی عبور کرده و سایت باید برای این سفرِ جدید آماده باشد.

بازاریابی وب‌سایت در سال ۲۰۲۶ دیگر به شکل گذشته کار نمی‌کند. در مدل سنتی، این کار به معنای تبلیغ سایت برای جذب بازدیدکننده و تبدیل آن‌ها به مشتری بود. وب‌سایت شما همچنان نقش مرکزی دارد، اما بخش بزرگی از مسیر مشتری حالا بیرون از آن اتفاق می‌افتد.

پیش از آنکه کسی به سایت شما سر بزند، اغلب قبلاً ابزارهای هوش مصنوعی، بحث‌های ردیت و شبکه‌های اجتماعی را بررسی کرده است. این منابع بر نحوه نگاه آن‌ها به شما اثر می‌گذارند. اگر در این فضاها دیده نشوید یا اعتبار نداشته باشید، بسیاری از مخاطبان هرگز به سایت شما نمی‌رسند. اما اگر آن‌ها در همان مکان‌ها با شما روبه‌رو شوند، با زمینه و اعتماد بیشتری وارد سایت می‌شوند؛ یعنی ترافیک باکیفیت‌تر با احتمال تبدیل بالاتر.

در ادامه هفت استراتژی مارکتینگ وب‌سایت می‌آید که این مسیر گسترده‌تر را پوشش می‌دهند و هر کدام گام‌های عملی فوری دارند.

۱) سایت خود را برای کشف انسانی و هوش مصنوعی آماده کنید

بر اساس پژوهش Clutch Research، بیش از ۶۵ درصد خریداران پیش از مراجعه به یک وب‌سایت، برای بررسی گزینه‌هایشان از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند. یعنی تا زمان ورود، بسیاری از آن‌ها درباره برند شما نظر ساخته‌اند؛ کار شما این است که آن نظر هم دقیق باشد و هم سایت آن را پشتیبانی کند.

نخست، «استراتژی پیام برند» خود را مستند کنید: زبان، ادعاها و جایگاه‌یابی‌ای که می‌خواهید به‌طور مداوم با کسب‌وکارتان همراه شود. این سند حداقل باید شامل بیانیه جایگاه‌یابی، مزیت‌های اصلی به زبان ساده، تمایزها، عبارت‌ها و کلیدواژه‌های تأییدشده و زبانی باشد که باید از آن اجتناب کرد. اسناد قدیمی راهنمای برند اسلک نمونه‌ای خوب است. نکته مهم، ثبات است: از مارکتینگ و فروش تا مدیران و شرکا، همه باید هنگام نوشتن، ارائه، پست یا انتشار درباره شرکت از این سند استفاده کنند. این تکرار، برند شما را در ذهن مخاطب با دسته‌بندی درست پیوند می‌زند و همان تداعی را در مدل‌های زبانی بزرگ تقویت می‌کند.

برند تجارت الکترونیک UnderFit نمونه کاملی است: یکی از مزیت‌های تکراری آن «زیرپیراهنی که تمام روز داخل شلوار می‌ماند» است و همین عبارت دقیق به‌طور پیوسته در سایت و بیرون از آن (نظرات، فهرست‌ها و اشارات انجمن‌ها) تکرار می‌شود. وقتی نویسنده از Google AI Mode درباره پیراهن‌هایی که تمام روز داخل شلوار می‌مانند پرسید، UnderFit در نتایج ظاهر شد.

برای ساختن این سند، ابتدا ببینید هوش مصنوعی همین حالا درباره شما چه می‌گوید: از هر مدل زبانی همان سؤالاتی را بپرسید که مشتریان بالقوه می‌پرسند، مثل «برند شما چیست؟»، «مزایا و معایب محصول شما چیست؟» و «آیا برند شما معتبر است؟». این «روایت فعلی AI» برند شماست؛ آن را ارزیابی کنید و ببینید آیا همان دسته‌بندی‌ای است که می‌خواهید مالکش باشید.

دوم، ساختار سایت را برای خواندن و پردازش آسان آماده کنید. معماری وب‌سایت باید شامل هاب‌های موضوعی واضح، لینک‌سازی داخلی منطقی، نبود صفحه یا PDF یتیم و ساختار دسته‌بندی منسجم باشد. هر صفحه باید طوری طراحی شود که هدفش در یک نگاه معلوم باشد: بخش‌های قابل اسکن، جدول در جای درست و عنوان‌های واضح. در سطح کد، از HTML معنایی (تگ‌های عنوان و فهرست و عناصر section صحیح) استفاده کنید تا سلسله‌مراتب محتوا برای موتورهای جستجو و مدل‌های زبانی صریح باشد. در نهایت، اصول سئوی درون‌صفحه‌ای همچنان مهم است: تجربه کاربری قوی و داده‌های ساختیافته درست، تشخیص موضوع صفحه را برای موتورهای جستجو و به‌احتمال زیاد سیستم‌های هوش مصنوعی آسان‌تر می‌کند.

سوم، دارایی‌های اثبات (Proof Assets) منتشر و برجسته کنید؛ یعنی شواهدی پشت ادعاهای شما: مطالعات موردی، نظرات، گواهینامه‌ها و تشریح روش‌شناسی. این‌ها بر قضاوت مردم و سیستم‌های هوش مصنوعی درباره اعتبار شما اثر می‌گذارند. در SaaS، مطالعات موردی قابل اندازه‌گیری، داده آپتایم و مستندات امنیتی وزن دارند؛ در تجارت الکترونیک، جزئیات کیفیت محصول، نظرات و سیاست بازگشت کالا مهم‌اند. برای یافتن اثباتِ مهم، نام برندتان را در گوگل جستجو کنید و نتایج «People Also Ask» را ببینید؛ آن سؤالات نشان می‌دهند خریداران پیش از تصمیم چه چیزی را می‌خواهند روشن شود. ابزارهایی مانند Semrush هم پرسش‌ها و نگرانی‌های تکراری را در مقیاس نشان می‌دهند.

۲) از ویدیو برای اعتمادسازی استفاده کنید

ویدیو چیزی را منتقل می‌کند که متن به‌راحتی نمی‌تواند: حس آشنایی با شما. این آشنایی پایه اعتماد به شما و کسب‌وکارتان است و تا زمان ورود به سایت، دیگر غریبه نیستید. ویدیوی بلند معمولاً یعنی یوتیوب، اما می‌تواند وبینار، مصاحبه، آموزش و دوره‌های آموزشی عمیق هم باشد. ابتدا نقش یوتیوب در کسب‌وکارتان را تعریف کنید؛ این نقش تعیین می‌کند چه محتوایی بسازید و از نحوه ساخت مهم‌تر است. برای اغلب برندها، باارزش‌ترین ویدیوها به خریدار در ارزیابی پیش از تعامل یا خرید کمک می‌کنند: بررسی محصول، دموی مفصل، ویدیوی مقایسه و پرسش‌وپاسخ درباره ابهامات. کانال یوتیوب YNAB نمونه آن است. اگر هدف شما ساخت مرجعیت است، به محتوای آموزشی بچرخید؛ مثل کانال یوتیوب بک‌لینکو که آموزش و توضیح می‌سازد. برند تجارت الکترونیک Vat19 هم بسیار بصری و محصول‌محور است، چون هدفش فروش است.

یک نکته مهم: یوتیوب را منزوی رها نکنید. ویدیوها باید به سایت شما لینک دهند و بیننده را به صفحه‌های هم‌سو با موضوع ویدیو هدایت کنند؛ با اشاره به لینک داخل ویدیو یا افزودن لینک در توضیحات، مثل کانال غذایی Pick Up Limes. برای ناشران وابسته و حوزه‌های خاص این اهمیت دوچندان دارد: با کاهش ترافیک جستجو، یوتیوب می‌تواند موتور اکتشاف باشد و بینندگان واجد شرایط را مستقیم به صفحه‌های هدف بفرستد. اگر کانال ندارید، از تحقیق رقبا شروع کنید: در حالت ناشناس موضوعات حوزه‌تان را در یوتیوب جستجو کنید و ببینید کدام ویدیوها نسبت به اندازه مشترک‌ها بیشترین بازدید را دارند، کدام موضوعات بین رقبا تکرار شده، چه فرمتی بهترین عملکرد را دارد (آموزش، نظر، مقایسه، تجزیه‌وتحلیل) و نظرات چه ابهامات یا نیاز برآورده‌نشده‌ای را نشان می‌دهند. این دو چیز به شما می‌دهد: سیگنال (مهم‌ترین دغدغه‌ها) و شکاف (جایی که می‌توانید متمایز شوید).

ویدیوی کوتاه از طریق تکرار آشنایی می‌سازد؛ کلیپ‌های تیک‌تاک، ریلز اینستاگرام، شورت یوتیوب و لینکدین. با یک پلتفرم شروع کنید؛ ریلز، شورت و تیک‌تاک عملی‌ترین نقطه شروع‌اند و فقط به دوربین گوشی و ویرایشگر داخل اپ نیاز دارید. در شروع، شتاب مهم‌تر از کیفیت تولید است. درباره «چه بگویم»: با پاسخ به سؤالات واقعی مشتریان شروع کنید؛ از تماس‌های فروش، ایمیل‌های پشتیبانی، کوئری‌های جستجو و ابهامات تکراری. بهترین راه این است که یک هفته هر سؤالی را که درباره محصول یا خدمت‌تان می‌شنوید یادداشت کنید؛ بعد از هفت روز فهرستی از موضوعاتی دارید که خریداران واقعاً به آن‌ها علاقه‌مندند.

۳) ترافیک Google Discover را جذب کنید

Discover فید محتوای شخصی‌سازی‌شده گوگل است؛ همان کارت‌هایی که با باز کردن اپ گوگل روی گوشی می‌بینید. بهینه‌سازی برای آن ارزش دارد چون می‌تواند موج‌های جدی ترافیک بفرستد؛ مثل زمانی که بک‌لینکو دو مقاله در یک ماه در Discover داشت. محتوای Discover بر اساس علایق و رفتار مرور شما نمایش داده می‌شود و اگر صفحه شما ایندکس باشد، می‌تواند در Discover ظاهر شود؛ اما معمولاً چند معیار مشخص تعیین‌کننده‌اند: تصویر باکیفیت با حداقل عرض ۱۲۰۰ پیکسل، فعال‌کردن max-image-preview:large در متا تگ‌ها، و محتوای به‌موقع یا مرتبط با موضوعات پرطرفدار. به تجربه، Discover سایت‌های تثبیت‌شده با اعتبار دامنه بالا و سابقه انتشار را هم ترجیح می‌دهد.

برای شروع، یک «خط Discover» به تقویم محتوایی اضافه کنید؛ محتوایی برای اکتشاف مبتنی بر علاقه که به اتفاق‌های جاری گره خورده، به یک به‌روزرسانی اخیر پاسخ می‌دهد، به بحث رو به رشد در حوزه شما می‌پردازد یا با علاقه صعودی در دسته‌بندی شما مرتبط است. محتوای Discover به زاویه‌ای روشن با «دستاورد» نیاز دارد و باید به‌موقع حس شود؛ لازم نیست لزوماً خبر فوری باشد، اما باید به چیزی فعلی وصل باشد. لزوماً نباید از صفر محتوا ساخت؛ اغلب بازچهارچوب‌دهی (reframing) کافی است. مثلاً محتوای «ایمیل مارکتینگ برای تجارت الکترونیک» می‌تواند به «چگونه به‌روزرسانی‌های حریم خصوصی اپل ایمیل مارکتینگ تجارت الکترونیک را تغییر می‌دهد» تبدیل شود.

در Discover، بسته‌بندی همه‌چیز است؛ تصویر شاخص و عنوان تعیین می‌کنند کسی اصلاً به مقاله شما برسد یا نه، چون در فید در حال اسکن سریع با همه چیز رقابت می‌کنید؛ فقط رقبای همیشگی‌تان نه، بلکه همه چیزهایی که مخاطب به آن اهمیت می‌دهد: تکنولوژی، سلامت، مالی، اخبار سلبریتی‌ها، ورزش و سیاست. هر محتوای هدف‌گرفته Discover را با عنوانی بسته‌بندی کنید که تنش، دستاورد یا تازگی منتقل کند و با تصویر شاخص باکیفیت و نقطه کانونی واضح همراه کنید. تمرین پیشنهادی: فید Discover را پنج دقیقه اسکرول کنید و ببینید چه چیزی شما را متوقف می‌کند؛ ساختار عنوان‌ها، وضوح و ترکیب تصاویر و لحن (فوری، توضیحی، شگفت‌انگیز، متناقض‌نما) را بررسی و یکی از مقالات خودتان را با آن معیار مقایسه کنید.

۴) در جهانِ بدون کلیک، برای تبدیل بهینه کنید

«بدون کلیک» یعنی کاربران پاسخ را مستقیم از جای دیگری و بدون مراجعه به سایت شما می‌گیرند؛ این قبلاً با اسنیپت‌های برجسته بود، اما حالا با پاسخ‌دهی مستقیم مدل‌های زبانی بزرگ پررنگ‌تر شده. به همین دلیل نرخ تبدیل در ۲۰۲۶ برای مارکتینگ وب‌سایت حیاتی‌تر از همیشه است؛ بازدیدکننده‌ای که به سایت می‌رسد از قبل آموزش دیده و در فرایند تصمیم‌گیری جلوتر است و شما باید مطمئن شوید هرکسی که می‌آید دلیلی برای اقدام دارد.

اولویت را روی «درآمد به ازای هر بازدیدکننده» بگذارید. بازدیدکننده از قبل آموزش‌دیده نیازی به گشتن بین صفحات زیاد ندارد؛ به‌محض ورود باید به اقدام برسد؛ رزرو دمو، گفتگو با فروش یا تکمیل خرید. نرخ تبدیل چیزی است که می‌توانید مستقیم بهبودش دهید. با ممیزی موانع بین علاقه و خرید شروع کنید؛ مؤثرترین راه کاهش اصطکاک و اضطراب است. اصطکاک فرایند را سخت می‌کند (سرعت پایین صفحه یا ناوبری گیج‌کننده) و اضطراب باعث تردید می‌شود (نبود سیگنال اعتماد یا قیمت‌گذاری نامشخص). ابتدا هدف اصلی تبدیل را روشن کنید؛ رزرو دمو، ثبت‌نام آزمایشی یا خرید محصول؟ سپس سایت را حول همان هدف ممیزی کنید. اگر هدف رزرو دمو است، ببینید لینک دمو در همه سایت دیده می‌شود؟ از CTA های دیگر متمایز است؟ صفحه دمو توضیح می‌دهد بعدش چه می‌شود؟ در دسته‌هایی با خریداران بدبین مثل مالی، اضطراب ذاتاً بالاتر است و به سیگنال‌های اطمینان قوی‌تر نیاز دارید: گواهینامه‌های امنیتی، مستندات انطباق و فرایند شفاف.

همیشه ممیزی را از صفحات نزدیک به فروش شروع کنید؛ جایی که تصمیم شکل می‌گیرد و اصطکاک یا اضطراب بیشترین آسیب را می‌زند. برای اغلب سایت‌های تجارت الکترونیک این صفحات محصول و سبد خرید است؛ برای SaaS بی‌تو بی قیمت‌گذاری، دمو و درباره ما.

از ایمیل برای تقویت تصمیم خرید استفاده کنید. تجربه خریدار نباید با خروج از سایت تمام شود؛ با هدف‌گیری رفتاری این گفتگو را ادامه دهید؛ یعنی ارسال ایمیل بر اساس کاری که کسی در سایت انجام داد. صفحه قیمت‌گذاری را دید؟ ایمیل مقایسه محصول با اثبات اجتماعی. محصولی را چند بار مرور کرد؟ یادآوری با پیشنهاد محدود. آزمایشی را شروع کرد؟ نکات آنبوردینگ مرتبط با ویژگی‌هایی که استفاده کرده. به زبان ساده: وقتی قصد هنوز گرم است پیگیری می‌کنید. این ارتباط، مرتبط‌بودن را بالا می‌برد و احتمال تبدیل علاقه به اقدام را زیاد می‌کند. ابتدا ببینید پلتفرم ایمیل شما از تریگرهای رفتاری مرتبط با فعالیت سایت پشتیبانی می‌کند؛ بسیاری از پلتفرم‌های بزرگ این را به‌صورت بومی دارند، از جمله Klaviyo، ActiveCampaign و HubSpot. نویسنده مثال می‌زند: از Currys (فروشگاه الکترونیک بریتانیا) در دسامبر خرید کرد و در ژانویه ایمیل «۱۰ پوند تخفیف خرید بعدی» گرفت؛ هدف‌گیری رفتاری پس از خرید، متصل به کاری که واقعاً انجام داده بود. روان‌شناسان این را «تلافی» (reciprocity) می‌نامند: وقتی برند چیزی باارزش به شما می‌دهد (مثل تخفیف شخصی‌سازی‌شده)، ناخودآگاه بیشتر متمایل به جبران می‌شوید. اگر تازه شروع کرده‌اید، با یک تریگر شروع کنید؛ مثلاً بازدید صفحه قیمت‌گذاری و ایمیل پیگیری مرتبط با آن رفتار. ساده نگه دارید: پیام کوتاه با مطالعه موردی مرتبط یا پاسخ به یک ابهام رایج.

۵) افراد پشت برند را جلو بیاورید

اینترنت پر از محتوای AI است؛ پس الان «حق بیمه انسانی» وجود دارد و می‌توانید آن را بگیرید. پشت برندتان یک صدا، چهره و شخصیت شناخته‌شده بگذارید تا دیگر غریبه نباشید. همان آشنایی، ریسک درک‌شده را کم می‌کند و تصمیم را آسان‌تر؛ تا زمان رسیدن به وب‌سایت، کفه ترازو ممکن است به نفع شما سنگین شده باشد.

محتوای رهبری فکری (Thought Leadership) منتشر کنید؛ محتوایی که دیدگاه روشن برند شما را درباره روش درست کارها در دسته‌بندی‌تان نشان می‌دهد و می‌تواند دیدگاه‌های اصیلی اضافه کند که سیستم‌های هوش مصنوعی ممکن است ارجاع دهند: چارچوب‌های نام‌دار، نظرهای تعیین‌کننده دسته‌بندی و دیدگاه متمایز. این محتوا می‌تواند با نام شرکت در پست‌های وبلاگ، گزارش‌ها و بحث‌های اجتماعی باشد؛ اما وقتی از طریق یک انسانِ دیده‌شده بیان شود قوی‌تر می‌شود؛ کسی که در لینکدین پست می‌گذارد، کانال یوتیوب را نمایندگی می‌کند یا در پادکست‌ها و پنل‌ها از شرکت سخن می‌گوید.

با شناسایی نماینده عمومی برند شروع کنید؛ اغلب بنیان‌گذار یا مدیرعامل است. ریچارد برانسون همان گروه ویرجین است، نوآ کاگان همان AppSumo و برایان دین مدت‌ها با بک‌لینکو پیوند خورده بود. اما حتماً لازم نیست بنیان‌گذار باشد؛ هر کارمندی با دانش عمیق حوزه، توانایی ارتباط شفاف و تمایل به دیده‌شدن می‌تواند حامی برند باشد؛ مثل Leigh McKenzie، مدیر ارشد دید آنلاین Semrush که امروز چهره عمومی بک‌لینکوست، در لینکدین محتوای بک‌لینکو منتشر می‌کند، در کانال یوتیوب ظاهر می‌شود و خبرنامه را امضا می‌کند. نکته مهم دیگر: بین فرد و شرکت باید تداعی آشکار باشد؛ در پادکست‌ها به نقش او اشاره شود و در بایو لینکدین برند ذکر شود.

۶) در سایت‌های شخص ثالث دیده‌شوید

بیشتر اعتمادی که کسی را به سایت شما می‌آورد جای دیگری ساخته شده؛ در یک تاپیک فروم، بحث ردیت یا پلتفرم بررسی. برای سیستم‌های هوش مصنوعی هم همین‌طور است؛ اعتماد لازم برای اشاره به برند شما توسط آنچه در این فضاها پیدا می‌کنند شکل می‌گیرد. پس مارکتینگ وب‌سایت در ۲۰۲۶ فقط زمین خودتان نیست؛ ظاهر شدن در زمین دیگران هم هست.

از انجمن‌های خاص (Niche Communities) حمایت کنید. انجمن‌های خاص بر اعتماد بنا شده‌اند و اعتماد با مشارکت به‌عنوان کمک‌کننده به دست می‌آید، نه تبلیغ‌کننده. برندهایی که خوب این کار را می‌کنند برای فروش نیستند؛ آن‌جا هستند تا کمک و پشتیبانی کنند. گام اول: شناسایی انجمن‌هایی که بر تصمیم خرید در دسته شما اثر می‌گذارند؛ ساب‌ردیت‌های ردیت، سرورهای دیسکورد، انجمن‌های اسلک، فروم‌های خصوصی صنعت، گروه‌های فیسبوک یا گروه‌های محلی. در مالی شخصی، انجمن‌هایی مثل Bogleheads عمیقاً اثرگذارند. برای کسب‌وکار محلی، معادل شما ساب‌ردیت شهر یا گروه فیسبوک محلی است؛ پلتفرم‌هایی مثل Nextdoor هم ارزش بررسی دارند. پس از شناسایی ۳-۴ انجمن، هفته اول را فقط مشاهده کنید: زبان مردم، لحن پذیرفته‌شده، نحوه برخورد با برندها، چه تبلیغی نادیده گرفته یا نقد می‌شود و مشارکت‌کنندگان محترم چه کسانی‌اند. بعد از یک یا دو هفته، به‌عنوان حرفه‌ای شایسته حوزه‌تان مشارکت کنید؛ به سؤالات بدون لینک‌دادن به محصول پاسخ دهید، با آرامش تصورات غلط را روشن کنید و از تجربه نظر بدهید حتی وقتی بهترین انتخاب، انتخاب شما نیست. اریک بندهولز، بنیان‌گذار Beardbrand، این کار را خوب انجام می‌دهد؛ در انجمن‌های آرایشی و سبک زندگی مردانه با تأمل نظر می‌دهد، اغلب بدون ذکر برندش، و هر وقت سؤال یا شکایتی درباره خود Beardbrand هست، حاضر است و پاسخ می‌دهد.

۷) ایده‌های پرعملکرد را بازاستفاده (Repurpose) کنید

هوش مصنوعی بازاستفاده محتوا را خیلی آسان‌تر کرده؛ اما خطر این است که بدون جهت روشن شروع به تکثیر همه‌چیز کنید. بازاستفاده وقتی بهترین کارایی را دارد که ایده‌های درست را تقویت کنید؛ پس به جای حضور همه‌جا برای خودِ حضور، روی عمق و طنین متمرکز شوید.

بازاستفاده عمدی با یک ایده اثبات‌شده شروع می‌شود؛ ایده‌ای که نشان داده ارتباط برقرار می‌کند: پست وبلاگی با تبدیل‌های غیرعادی قوی، ویدیوی یوتیوبی با نگه‌داشت بالاتر از میانگین، پست لینکدینی که ذخیره و بحث تولید کرده، یا موضوع خبرنامه‌ای با نرخ کلیک غیرعادی. پس از یافتن، می‌توانید آن را در جهت‌های مختلف بازاستفاده کنید؛ محتوای بلند را به قالب‌های متعدد تبدیل کنید (از گزارش جامع به مقاله‌های خاص صنعت و پست‌های رسانه اجتماعی) یا یک محتوای کوتاه را به قالب‌های متعدد. یعنی در طول هفته محتوای اجتماعی زیاد پست کنید و بعد ایده یا موضوع پستی را که بیشترین لایک را گرفته بازاستفاده کنید. این‌طور اجازه می‌دهید مخاطب پیش از سرمایه‌گذاری سنگین، ایده را تأیید کند. دن کوه این کار را خوب انجام می‌دهد: ایده‌ها را در ایکس آزمایش می‌کند، پستی که قوی‌ترین واکنش را می‌گیرد خبرنامه می‌شود و خبرنامه به ویدیوهای یوتیوب و سایر دارایی‌های محتوا تبدیل می‌شود.

یافتن ایده درست فقط نیمی از کار است؛ نیمه دیگر تمرکز بر پلتفرم است. دو تا چهار پلتفرم اصلی انتخاب کنید؛ برای برخی تیم‌ها: وبلاگ + لینکدین، یوتیوب + ایمیل، یا شورت + ویدیوی بلند + ایمیل. بک‌لینکو معمولاً با محتوای بلند وبلاگ شروع می‌کند و بعد موضوعات قوی را به‌صورت انتخابی به یوتیوب، لینکدین و ایمیل گسترش می‌دهد. وقتی دانستید چه چیزی را گسترش دهید و به کجا ببرید، از AI برای سرعت بخشیدن به اجرا استفاده کنید؛ Claude Artifacts به‌ویژه مفید است. مثلاً می‌توانید مقاله‌ای را آپلود کنید و از آن بخواهید مقاله را به کاروسل ۱۰ اسلایدی تبدیل کند؛ بعد یک اسلاید برای پست لینکدین تصویر بسازید، کل مجموعه را به کاروسل اینستاگرام تبدیل کنید یا فریم‌های جداگانه را به‌عنوان نکات گفتگو برای اسکریپت ویدیوی کوتاه بردارید. همچنان باید آن را برای برندتان سفارشی کنید، اما راهی عالی برای شروع سریع از صفحه سفید است.

اتوماسیون مارکتینگ وب‌سایت

واقعیت مارکتینگ وب‌سایت در ۲۰۲۶ این است: بخشی از ارزشمندترین کارهای دیده‌شدن و اعتمادسازی شما در سایت‌های شخص ثالث اتفاق می‌افتد و اعتمادی که آن‌جا می‌سازید می‌تواند به‌شدت بر عملکرد سایت اثر بگذارد. استراتژی‌تان را حول این طراحی کنید تا نتایج قوی‌تری ببینید. خبر خوب این است که لازم نیست همه این کارها دستی باشد؛ راهنمای اتوماسیون هوش مصنوعی بک‌لینکو نشان می‌دهد کدام گردش‌های مارکتینگ را خودکار کنید و چگونه آن‌ها را راه‌اندازی کنید.

منبع: backlinko.com ←
# هوش مصنوعی در مارکتینگ
🔗 اخبار مرتبط

بخوانید