ویکیپدیا ۲۵ سال را صرف ساختن اعتباری کرده که امروز آن را به یکی از قابلاعتمادترین منابع وب تبدیل کرده است. اما حالا که موتورهای پاسخ در حال بازنویسی شیوه پیدا کردن اطلاعات هستند، همین اعتبار با تهدیدی آشنا برای هر ناشر روبهرو شده است: حضور همهجا بدون اعتبار.
بر اساس اندازهگیری اهرفز، ChatGPT بیش از تقریباً هر منبع دیگری به ویکیپدیا ارجاع میدهد و تنها ردیت بالاتر از آن است. با این حال، تعداد انسانهایی که خودِ سایت را برای خواندن و مهمتر از آن برای ویرایش بازدید میکنند کمتر شده است. ویکیپدیا بهعنوان یک نهاد غیرانتفاعی با اتکای حداقلی به تبلیغات، تا حدی از فرسایش ترافیکی که سایر ناشران را له میکند در امان است؛ و همین آن را به یک مطالعه موردی گویا تبدیل میکند: نهادها در عصر هوش مصنوعی چگونه معنای «مرتبط بودن» را بازتعریف میکنند؟
مارک استنبرگ در Brandweek از زاک مککیون، مدیر جهانی بازاریابی برند بنیاد ویکیمدیا، پرسید این سازمان چه پاسخی برای این وضعیت دارد. ویکیپدیا بهتازگی با همکاری آژانس Kin یک کمپین برند برای جشن ۲۵ سالگیاش راه انداخته است.
مککیون درباره دلیل کمپین میگوید: ویکیپدیا ۲۵ ساله شده که خودش نقطه عطف بزرگی است، اما ما دقیقاً در همان زمانی به ۲۵ سالگی رسیدیم که رابطهمان با دانش در حال تغییر است و ویکیپدیا در معرض نامرئیشدن قرار دارد؛ نامرئی برای خودمان و نامرئی برای آگاهی عمومی. وقتی امروز چیزی را جستوجو میکنید، دستیار صوتی یا ایجنت هوش مصنوعیتان پاسخ را میدهد و پنهان میکند که این پاسخ در بیشتر موارد از ویکیپدیا آمده است. برای سازمانی که به صدها هزار داوطلب و صدها میلیون اهداکننده تکیه دارد، ساختن موج تازهای از حمایت و ایجاد نهفقط آگاهی، بلکه ارتباط و مشارکت، حیاتی بود.
او درباره ضرورت این کار میگوید: ویکیپدیا ستون فقرات دانش روی اینترنت و ستون فقرات قابلاعتمادترین بخشهای آن است، اما چیزی که در سطح سلامت برند میبینیم افت است: افت پایداری، و حتی افت آگاهی و محبوبیت. این عجیب است، چون خیلی از برندها درگیر این سؤالاند که «چطور محتوایم را وارد پلتفرمهای هوش مصنوعی کنم؟» من این مشکل را ندارم. محتوای من همهجا هست و با این حال مشکل برند باقی است؛ بیشتر از همیشه دیده میشویم و کمتر شناخته میشویم. بخشی از دلیل رفتن به سراغ Kin و تلاش برای تبدیل ۲۵ سالگی به یک پروژه بزرگ و احساسی این بود که مردم نسبت به دانشی که به آن تکیه میکنند احساسی پیدا کنند.
مککیون میگوید نکته قابل توجه این بود که آگاهی از برند در آمریکا معمولاً برای نهادی مثل ویکیپدیا مسئله نیست: من نزدیک ۱۱ سال است که رهبری برند بنیاد را بر عهده دارم و بیشتر این مدت روی پروژههایی در نیجریه، هند، عراق و آفریقای جنوبی کار کردهام؛ جاهایی که میخواستیم آگاهی را رشد دهیم. برای ما آگاهی از برند خودش یک معیار نیست؛ آگاهی از برند به استفاده تبدیل میشود و استفاده به ویرایش. پس هر چه افراد بیشتری پلتفرم ما را بشناسند و به کار ببرند، رکورد دانش ما کاملتر میشود. این مثل یک کتابخانه عمومی است که دیر یا زود از شما میخواهد درباره موضوعی که دوست دارید کتابی بنویسید. ما یک دهه بازاریابی منطقهای کردهایم، اما وقتی وارد بازاری شدیم که عملکرد ضعیفی داشت، همانجا گفتیم باید در آمریکا و اروپا کار بزرگتری بکنیم.
استنبرگ یادآوری میکند که دغدغه معمول ناشران تجاری است: مردم به سایت نمیآیند و درآمد تبلیغاتی از دست میرود؛ اما مککیون مسئله واقعی را تبدیل بازدیدکننده به مشارکتکننده توصیف کرده است. مککیون تایید میکند: درست است. ما سالبهسال حدود ۸ درصد افت ترافیک انسانی میبینیم. این را از ترافیک رباتها جدا میکنیم؛ رباتها بهشدت بیشتر شدهاند و سرورهای ما را خفه میکنند. اما وقتی انسانهای کمتری به سایت میرسند، همانجا است که خودِ دانش نوشته میشود. اگر غلط تایپی ببینید، اگر بفهمید چیزی در یک مقاله کم یا نادرست است، همانجا اصلاح میشود. تمام ترکیب محتوا در سایت ما رخ میدهد. پس ما از توزیع دانش از طریق پلتفرمهای هوش مصنوعی خوشحالیم، اما باید این محتوا را مدام تازه و فکتچک کنیم و این یعنی مردم باید به سایت برگردند.
درباره راهبرد در برابر هوش مصنوعی، مککیون از یک گروه قوی میگوید که روی یک محصول سازمانی کار میکنند: یک API بیدرنگ برای شرکتهای LLM که به حجم عظیمی داده بهسرعت نیاز دارند و آن را با همان روشی میخواهند که به برنامهنویسی با آن عادت دارند. این پروژه دو کار میکند: محتوای ما را به این پلتفرمها میرساند و یک رابطه تجاری میسازد که در آن خود پلتفرمها بابت این استفاده پول میدهند. راهی است برای فراتر رفتن از ۸ میلیون اهداکنندهای که بهطور میانگین ۱۱ دلار میدهند تا بنیاد سرپا بماند؛ چون میخواهیم مطمئن شویم این شرکتها هم سهم منصفانهشان را میپردازند. ما با همه شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی و LLM که به ذهنتان میرسد کار میکنیم تا یک رابطه سالم بسازیم. کلمه «پایدار» را زیاد میشنوم، اما این خیلی کمریسک به نظر میرسد. باید ۲۰۲۸ و ۲۰۲۹ و بعد از آن را پیشبینی کنیم؛ اینکه چطور یک جامعه انسانی تولید محتوا را در موقعیتی نگه داریم که همه اینها را برای این پلتفرمها فکتچک کند. توافقهایی در جریان است، بعضی عمومی و امیدوارم بیشتر هم بشود.
مککیون درباره تفاوت مأموریت ویکیپدیا میگوید مزیت منحصربهفرد آنها غیرانتفاعیبودن است؛ چیزی که حفظ میکنند مأموریتی است: دانش برای جهان در ۳۰۰ زبان و بیشتر. چیزی که قبلاً نگرانش بودند از دست دادن داوطلبان — جامعه فکتچکرها و نویسندگان — بود، نه تبدیل کاربر به مشترک پولی؛ و اینجا هیچ تبلیغی هم وجود ندارد. خود دانش باید همهجا برود، اما چرخه باید سالم بماند تا مردم برگردند و ویرایش کنند.
او درباره دوگانگی هویت ویکیپدیا هم میگوید این پرسش سختی است. ویکیپدیا زیاد با عبارت «به گفته ویکیپدیا» ارجاع داده میشود که آن را شبیه «به گفته نیویورکتایمز» و صدای یک ناشر واحد میکند، در حالی که دقیق نیست؛ در واقع یعنی «به گفته ۴۸۰ نفری که این مقاله را ویرایش کردهاند و در ۲۴ ساعت گذشته به این دیدگاه اجماعی رسیدهاند». پس آنها در واقع تلاش میکنند انسانها را پررنگتر کنند و آنها را از پشت صفحه به جلوی صفحه بیاورند. کمپین ۲۵ سالگی کاملاً از اسکرینشاتهای حدود ۷۰۰ صفحه ویکیپدیا ساخته شده است؛ این ویرایشها، این جملهها، این تصویرها و این آدمهایی که همهاش را ممکن میکنند.