گسترش بیرویه شبکههای اجتماعی و جریان بیپایان تولید محتوا، مفهوم «توجه» را به کمیابترین و باارزشترین دارایی در اکوسیستم بازاریابی امروز تبدیل کرده است؛ میدانی پیچیده که در آن برندها دیگر تنها با رقبای تجاری خود دستوپنجه نرم نمیکنند، بلکه ناچارند برای تصاحب ثانیههای نگاه کاربران، با تکتک مخاطبان و تولیدکنندگان محتوا رقابت نمایند. پوریا حمزهلویی، مدیرعامل آژانس ارتباطات خلاق «فورمایند»، در گفتوگویی تفصیلی با دیجیاتو به واکاوی ابعاد جدید اقتصاد توجه، تحولات نسلی، مرگ روشهای کلاسیک تبلیغات و ضرورت گذار از دادههای دموگرافیک به رفتاری پرداخته است.
حمزهلویی با اشاره به تغییر ماهیت آژانسهای تبلیغاتی خاطرنشان کرد که فورمایند بیش از آنکه یک مجری تبلیغات کلاسیک باشد، یک آژانس ارتباطات خلاق (Creative Communication Agency) است که از ابزار تفکر خلاق برای گرهگشایی از مسائل و چالشهای ارتباطی میان برند و مخاطب بهره میگیرد. او تصریح کرد که در تنوع سرگیجهآور رسانههای امروز، مدل تخصیص سرمایه مشخص میکند که برند چه سهمی از توجه (Share of Attention) و سهمی از صدا (Share of Voice) را در بازار تسخیر خواهد کرد.
مدیرعامل فورمایند با بازخوانی ریشههای «اقتصاد توجه» که از دهه ۱۹۷۰ میلادی و با برهم خوردن تعادل عرضه و تقاضا متولد شد، تفاوت فضای امروز را تشریح کرد: «در سالهای اخیر عنصر کاملاً جدیدی وارد این معادله شده است؛ خودِ کاربر به عنوان بازیگر اصلی وارد رقابت با برندها شده است. وقتی فردی پستی منتشر میکند، مایل است دوستانش تصویر او را ببینند نه آگهی یک شرکت را. در واقع کاربران و اینفلوئنسرها مستقیماً با برندها وارد پیکار بر سر تصاحب توجه شدهاند و این رقابت، فضا را بینهایت سنگین کرده است.»
او با تأکید بر لزوم بازنگری در مدل حضور در شبکههای اجتماعی افزود که داشتن «حضور دیجیتال» با تبدیل شدن به یک برند متکی بر شبکههای اجتماعی (Social-First) تفاوت ماهوی دارد. به دلیل دگرگونی عادات جستوجو، نسل جدید دیگر در گوگل سرچ نمیکند بلکه پاسخ سوالاتش را در اینستاگرام و ابزارهای هوش مصنوعی جستوجو مینماید؛ بنابراین کسبوکارهای B2C ناگزیر از حضور دیجیتال هستند، اما نباید به دلیل هراس از جاماندن (FOMO) بدون استراتژی به ورطه فعالیتهای نمایشی بیفتند.
حمزهلویی پدیده اسکرولهای بیهدف و اعتیاد به «ریزدوپامینها» را چالش بزرگ مارکتینگ دانست: افراد حتی هنگام تماشای تلویزیون ناخودآگاه صفحه گوشی را بالا و پایین میکنند. پژوهشهای مشترک فورمایند با شرکت تحقیقاتی emrc نشان میدهد که تمایلات غالب کاربران ایرانی حوزههایی مانند سرگرمی، دکوراسیون و سبک زندگی است و کاربران هیچ تمایل اولیهای برای دنبال کردن صفحات رسمی شرکتها ندارند؛ زیرا تبلیغ تجاری در تضاد با ماهیت فرار و لذتجویانه شبکههای اجتماعی است.
وی تأکید کرد که در اقتصاد توجه، قدرت مطلق در دستان مخاطب است و ناخودآگاه جمعی جامعه سرنوشت پیروزی یا شکست کمپینها را رقم میزند. از این رو تلاش شتابزده برندها برای موجسواری بر ترندهای اجتماعی بدون درک پیشزمینهها معمولاً به ضدتبلیغ بدل میشود. برندهای پیشرو مانند نایکی بسیار به ندرت درباره مشخصات مستقیم محصول صحبت میکنند، زیرا میدانند در این فضا روایت و سبک زندگی خریدار دارد.
پژوهش میدانی فورمایند با جامعه آماری بیش از ۱۷۰۰ نفر در ایران نشان میدهد که ضریب نفوذ اینستاگرام در بازه سنی ۱۴ تا ۴۵ سال ۱۰۰ درصد است و افراد روزانه بیش از ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه را به شکل آگاهانه در این پلتفرم سپری میکنند. اما این نفوذ صددرصدی به معنای تضمین دیده شدن نیست، بلکه نشانگر یک «اقیانوس قرمز» به شدت خونین از رقابت فشرده است.
همچنین حمزهلویی از تغییر رفتار بنیادین کاربران و خداحافظی با فید اصلی (Home) خبر داد. نسل جوان با عبور از صفحه خانه که مملو از پستهای تکراری یا تبلیغاتی است، تمام زمان خود را در بخش اکسپلور و ریلز متمرکز کرده است؛ جایی که الگوریتم بر اساس علاقهمندیها ریزدوپامین توزیع میکند. از سوی دیگر، نسل زد (متولدان اواخر دهه هفتاد و هشتاد) به دلیل حضور والدین در اینستاگرام در حال مهاجرت به پلتفرمهای دیگری هستند؛ آمارهای امآرسی نشان میدهد نفوذ یوتیوب در ایران به ۲۹ درصد رسیده که عمدتاً بر نسل جوان متمرکز است و یوتیوب کانون اصلی جلب توجه آینده و پلتفرم مکالمات عمیقتر خواهد بود.