بن تامپسون، نویسنده و تحلیلگر سرشناس وبلاگ استراتچری (Stratechery)، در مقالهای مفصل با عنوان «پایان اینترنت» به کالبدشکافی تحولات ساختاری وب از آغاز پیدایش وبلاگها تا عصر هوش مصنوعی مولد پرداخته است. تامپسون بحث خود را با یادآوری تابستان سال ۲۰۰۳ آغاز میکند؛ زمانی که نسخه اولیه نرمافزار وردپرس با وعده نصب ۵ دقیقهای عرضه شد و هر کاربری میتوانست با پیکربندی یک پایگاه داده MySQL و PHP یک وبسایت شخصی مستقل برپا کند. این احساس آزادی و انتشار بیواسطه محتوا، بنیان اینترنت اولیه را شکل داد؛ پدیدهای که امروز به گفته او برای همیشه به تاریخ پیوسته است.
در اوایل دهه ۲۰۰۰، وبلاگنویسی به ویژه در حوزه تحلیلهای سیاسی و فناوری شکوفا شد. تا پیش از آن اینترنت متعلق به متخصصان فنی بود، اما وبلاگها نشان دادند که دسترسی مستقیم به مخاطب در مقیاس جهانی پدیدهای انقلابی است. با این حال، با انفجار حجم محتوا، پیروز نهایی وب نه تولیدکنندگان مستقل، بلکه گوگل بود. با رایگان شدن هزینه توزیع، ارزش به بخش «کشف و جستجو» منتقل گردید. وبلاگنویسان برای کسب درآمد به برنامه تبلیغاتی ادسنس (AdSense) متکی شدند، اما در گذر زمان و با نامحدود شدن موجودی صفحات وب و رقابت فزاینده، درآمدها به شدت افت کرد و تبلیغات به شکلی زننده فضای وب را فرا گرفت. این نخستین شکست منطق وب باز بود: دسترسی آزاد همگانی به معنای رقابت بینهایت است و رقابت بینهایت اقتصاد کسبوکارها را میبلعد.
پاسخ پایدار به این بحران، پناه بردن به مدل اشتراکی (Subscription) و کاهش تعمدی مخاطبان بود؛ رویکردی که استراتچری با تکیه بر آن ثابت کرد ارائه محتوای انحصاری و باارزش به یک جامعه تخصصی کوچک، بسیار پرسودتر از تلاش برای جلب کلیک میلیونها کاربر گذری است.
در فاز بعدی، شبکههای اجتماعی به عنوان تجمیعکنندگان جدید جایگزین موتورهای جستجو شدند. با پیوند کاربران در شبکههایی نظیر توییتر اولیه، گفتوگوهای جذاب شکل گرفت. اما با ورود میلیاردی عموم مردم، این پلتفرمها نیز دچار بحران مقیاس شدند. الگوریتمها حاکم شدند و شبکههای اجتماعی از فضایی برای برقراری ارتباط به بسترهایی برای مصرف منفعلانه سرگرمی و وایرال شدن تقلیل یافتند که اوج آن در تیکتاک نمایان است. تامپسون توضیح میدهد که نجات شبکه اجتماعی نه در ابعاد کلان، بلکه در انتقال تعاملات به چتهای گروهی (Group Chats) خصوصی رقم خورد؛ جایی که اعتماد، امنیت روانی و روابط معنادار جریان دارد.
اکنون در عصر هوش مصنوعی، تیر خلاص به اینترنت عمومی شلیک شده است. هوش مصنوعی تمامی محتواها و دادههای وب را بلعیده و مصرف میکند بدون آنکه مانند جستجوگر گوگل، ترافیکی به سایتهای اصلی بازگرداند. از سوی دیگر، موج عظیم آسیبپذیریهای امنیتی اخیر در سامانههای نرمافزاری و پروتکلهای بنیادین، نشان میدهد که کدهای نوشتهشده توسط انسان تاب مقاومت در برابر پایش مداوم مدلهای هوش مصنوعی را ندارند. نگهداری یک وبسایت عمومی مستقل روز به روز پرریسکتر و ناممکنتر میشود.
با این حال، تامپسون جوانههای امید را در پارادایم جدیدی تحت عنوان «عصر نرمافزارهای چت گروهی» میبیند. در گذشته به دلیل هزینه بالای برنامهنویسی، یک نرمافزار باید جامعه بزرگی از کاربران را هدف میگرفت تا توجیه اقتصادی پیدا کند. امروز به لطف عاملهای هوش مصنوعی (AI Agents)، ساخت نرمافزارهای سفارشی برای یک نفر یا یک تیم کاری کوچک با هزینه نهایی صفر امکانپذیر شده است. استراتچری هماکنون از دهها اپلیکیشن داخلی شخصیساز برای تولید پادکست، ردگیری وظایف و مدیریت تقویم استفاده میکند که هرگز به صورت عمومی عرضه نخواهند شد. آینده نرمافزار و خلق ارزش، نه در ساخت پلتفرمهای تودهای، بلکه در طراحی ابزارهای درونگروهی و اختصاصی خواهد بود.